مدیر وبلاگ
 
خروش
از صلح و آرامش خواهم گفت و از گفتن و از یاری ستم دیدگان و ناهمیاری با ستم پیشگان و از جریان های کهن و نوی ایران و جهان.
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 29
بازدید دیروز : 33
کل بازدید : 368643
کل یادداشتها ها : 97
خبر مایه


ج. آیین جِین

در سیر آیین های هند، دو فرقه در مقابل برهمنیسم قیام کردند و مدعی شدند که می توانند انسان را از تحیر و سرگردانی در چرخه سمساره نجات دهند و او را به نجات یا مکشه نزدیک سازند. یکی از آن دو، فرقه جینیسم است و دیگری آیین بودا. آیین جین با وجود مخالفت های فراوان در داخل سرزمین هند باقی ماند. بر خلاف بودا که پس از پیدایش از هند خارج شد و به بسیاری از کشورهای دیگر وارد شد. مؤسس جینیسم کسی به نام مهاویره (یعنی مرد بزرگ یا پهلوان بزرگ) است. او در سال 599 ق.م. در ایالت بهار متولد شد و در سال 527 ق.م. وفات یافت. گرچه نوشته ها در زمینه زندگی مهاویره مبهم است، این نکته پیداست که پدرش راجه بود، و در کاخی بزرگ با تمامی امکانات لازم برای عیش و نوش به سر می برد. اما او طرز زندگی شاهانه را خوش نداشت. بنابراین در سی سالگی از قصر خارج شد و در اوایل زمستان به سلک مرتاضان درآمد و یکباره دنیا را کنار گذارد. او در هیچ قریه ای بیش از یک روز و در هیچ شهری بیش از پنج روز نماند تا به هیچ قومی دلبستگی پیدا نکند تا این که در سیزدهمین سال در ساحل رودخانه ای نشسته بود و در اعماق فکر و اندیشه فرو رفته بود که به حالت نیروانه واصل گشت. در این لحظه او را جین (فتح و پیروزی) نامیدند.

جینی ها اعتقاداتی دارند از جمله این که:

_ نجات روح از تمام آلام، بدون تحمل رنج و ریاضات شدید به دست نمی آید. ریاضت و کشتن نفس به صورت افراطی اولین و مهم ترین اصل در مکتب جین است.

_ دومین اصل، پیروی از قاعده اهیمسا، یعنی نیازردن هیچ جانداری است. مهاویره همیشه با خود جارویی نرم داشت تا هر جا که احتمال می داد جانوری یا حشره ای باشد آنجا را پاک کند. آنان برای حیوانات بیمارستان تأسیس می کنند. کشاورزی از دیدگاه آنها حرام است؛ چون ضمن آن ممکن است موجوداتی کشته شوند. حتی دهان خود را می پوشانند تا به هنگام تنفس موجودی وارد دهان آن ها نشود و کشته نشود.

_ از نظر جینی ها استمداد از بشر یا کتاب بشری بی اثر است. روحانیون تأثیری در زندگی انسان ها ندارند. وداها مقدس نیست، هر فرد باید از درون خود استمداد جوید و تنها وسیله وصول، ریاضت شاقّه یا "تپس" است.

اعمال روحانی آیین جین در پنج عهد بزرگ خلاصه می شود:

_ پرهیز از قتل و آزار موجودات زنده؛

_ پرهیز از دروغ و هر قول و فعلی که موجب غضب یا حرص شود؛

_ اجتناب از هر چیزی که به انسان عطا نشده باشد؛

_ اجتناب از شهوت جنسی؛

_ خودداری از هر گونه علاقه به هر چیز؛

این عهدهای پنج گانه مخصوص مرتاضان فرقه جین است. اما برای عوام دوازده دستور دارند که ملایم تر و آسان تر است.

د. آیین بودا

بودیسم از جهاتی همانند جینیسم است. امور مشترک میان این دو عبارت اند از:

_ هر دو مخالف برهمنان و قداست وداها هستند؛

_ هر دو جنبشی برای رهایی انسان از آلام روحی اند؛

_ هر دو نسبت به ترک دنیا هم نظرند؛

_ هر دو به تناسخ و قانون کرمه معتقدند (البته تفسیر این دو با یکدیگر متفاوت است)؛

_ هر دو به نظام کاست بی اعتنایند؛

_ هر دو هم بودا و مهاویره از طبقه کشتریه (اشراف و امرا) هستند؛

_ و هر دو نسبت به ریاضت تأکید دارند، اما آیین جین بسیار افراطی است و بودا طریقه میانه را برگزیده است و ریاضت افراطی را خلاف مصلحت می داند.

بودا حدود 560 ق.م. در شمال هند نزدیک شهر بنارس در خانواده ای از طایفه کشتریه متولد شد. نام او در کودکی سیدارته گوتمه بود که بعدها، بودا نام یافت. در کودکی او گفته اند: بر اساس غیب گویی پیشگویان، اگر بودا پیر یا بیمار یا مرده یا راهبی را ببیند خواهد مرد. بنابراین پدرش او را به قصری برد و دستور داد که مبادا چشم او به آن ها بیفتد. بودا تا 23 سالگی همان جا ماند و ازدواج کرد. اما اتفاقاً روزی از قصر خارج شد و پیرمردی را دید. فهمید سرانجام جوانی پیری است. روز دیگر بیماری را دید و فهمید گاهی به جای سلامتی بیماری است. سومین بار جنازه ای دید که بسیار ناامید شد و فکر کرد اگر سرانجام حیات مرگ است، پس زندگی به چه کار آید. با دیدن راهب تصمیم گرفت شبانه زن و فرزند خود را رها کند تا حقیقت زندگی را دریابد. سرانجام در 36 سالگی زیر درخت انجیری (درخت آگاهی) در دریای تفکر غرق بود که به حقیقت نایل آمد و پس از آن در شهر بنارس (شهر عرفانی) به ترویج اندیشه های خود پرداخت. تا این که پس از 45 سال که دائم به وعظ و تربیت مشغول بود، سرانجام در سفری در شمال بنارس بیمار شد و همان جا درگذشت.

می توان اصول بودیسم را در یک دسته بندی کلی این گونه برشمرد:

_ اعتقاد به قانون تناسخ و قانون کرمه؛

_ بودا هر گونه تفکر غامض و پیچیده فلسفی را طرد می کرد و آن را وسیله نجات نمی دانست. مبانی الهیات و فلسفه مافوق طبیعی نزد او ارزشی نداشت. او سعی می کرد همواره از نیازها، مشکلات و آلام بشری سخن گوید. او می گفت: "من از چه چیز سخن گفته ام؟ من درباره بدبختی و نیاز سخن گفته ام؛ مبدأ بدبختی را توضیح داده ام؛ درباره فرجام نکبت گفتگو کرده ام و نیز در باب ایمانی که به فقر و نکبت و بدبختی بشر پایان خواهد داد، توضیح داده ام. اما چرا این مباحث را پیش کشیده ام؟ زیرا فقط از این سودی حاصل می شود که به مبانی و اساس دیانت مربوط است و آدمی را به رهایی از آلام و رنج ها و به معرفت عقل کلی و نیروانه هدایت می کند." بنابراین روش بودا، بیشتر روانشناسی است تا فلسفی؛

_ بودا از طریقه خلوص یا بهکتی که برهمن ها از آن به شدت دفاع می کردند دور شد. او معتقد است عالم مملو است از خدایان مذکر و مؤنث، شیاطین، ارواح و اشباح، ولی همه آن ها محدود و فانی اند و محکوم به تناسخ و روح انسان باید به مقام نفی یا فنا برسد؛

_ بودا در زمینه تقدیر معتقد است هر چه در این عالم وجود دارد، چه در آفاق و چه در انفس، چه در ظاهر و چه در ضمیر باطن، در حال سیر و حرکت بوده، همواره صورت عوض می کند. بنابراین هیچ گونه طرح یا نقشه مرکزی از سوی صانع مدبر وجود ندارد؛ بلکه یک وحدت عمومی و نهانی در خود آنان موجود است و نفس فردی آنگاه از برکات آرامش و آسایش بهره مند است که کلمه "من" را فراموش کند. از این روی باید این جهان، آمال و آرزوها را ترک گفت؛

_ بودا در قسمت اخلاقیات به چهار حقیقت جلیل معتقد شده است:

1.زندگی رنج است. تولد، ازدواج، بیماری، پیری و مرگ همه رنج است؛ اما تناسخ رنجی بالاتر که باید از آن رهایی جست؛

2.منشأ رنج، آرزوی انسان یا تشنگی است. خوشی هایی که ناپایدار است، میل به شهرت، شوق به خوشگذرانی و مال همه علت رنج انسان هستند؛

3.از رنج باید خلاص شد و تنها راه آن ترک امیال و هواهای نفسانی و رهایی از آرزوها است. انسان باید از چهار سیل آرزو، شهوت، خطا و نادانی بگذرد تا به نیروانه نایل آید؛

4.راه های ترک رنج همان برنامه سیر و سلوک است. این طریق به هشت گام تقسیم می شود که عبارت اند از: شناخت درست، اندیشه درست، گفتار درست، کردار درست، زیست درست، سعی درست، آگاهی درست و یکدلی درست.

_ بودا اساس مکتب خود را بر مهربانی و محبت به دیگران بنا می کند و تأکید می کند که محبت آری اما تعلق هرگز. او نیز برای ورود به دیر (سنگهه) قواعد ده گانه ای وضع کرد که عبارت اند از: اجتناب از بی جان کردن جانوران؛ احتراز از تصرف مالی که به شخص عطا نشده است؛ پرهیز از بی عصمتی و ناپاکدامنی؛ احتراز از مکر و فریب؛ خودداری از مستی و شرابخواری؛ خودداری از پرخوری و شکم پروری، خاصه به هنگام بعد از ظهر؛ چشم پوشیدن از تماشای رقص و آواز طربناک و تماشای لهو و لعب؛ اجتناب از استعمال زیور و عطریات و آرایش ها؛ نخفتن در بسترهای نرم؛ احتراز از پذیرش زر و سیم.

قدیمی ترین کتاب مقدس بودا که به زبان پالی (شاخه ای از سنسکریت) نوشته شده تی پیتکه یا سبدهای سه گانه است.

در دوره های بعدی بودا به دو فرقه بزرگ منشعب شد: یکی "مهایانه" که در چین، کره، ژاپن، تبت و مغولستان (لامائیسم) توسعه یافت و فرقه دوم "هینیانه" است که در برمه، تایلند و کامبوج رونق یافت. اما امروز بودا در بسیاری از کشورها از جمله آمریکا مورد توجه قرار گرفته است.

گاهشمار آیین بودا به شرح ذیل است:

560 ق.م.: ولادت بودا بر اساس روایات.

531 ق.م.: بودا زندگی شاهزادگی را ترک گفته، طریق زهد در پیش می گیرد.

525 ق.م.: بودا به نور حقیقت روشن می شود و تبلیغ آیین خود را آغاز می کند.

480 ق.م.: وفات بودا بر اساس روایات.

حدود 480 ق.م.: نخستین شورای بوداییان در راجاگریا در بیهار؛ تصحیح متون وینایا و سوترا.

386 ق.م.: دومین شورای بوداییان در وایسالی؛ فرقه بندی دین بودا برای نخستین بار.

244 ق.م.: سومین شورای بوداییان به دعوت آشوکا؛ تکمیل مجموعه کتب مقدس فرقه بودایی تره واده.

حدود 240 ق.م.: نفوذ آیین بودا در سریلانکا.

حدود 100 ق.م.: شکوفایی فرقه بودایی مهایانه.

حدود 50 ق.م.: نگارش متون مقدس بوداییان که نخستین بار در سریلانکا انجام پذیرفت.

حدود 50 م.: انتقال آیین بودا به شمال چین به وسیله بازرگانان آسیای مرکزی؛ ترجمه متون بودایی به چینی.

حدود 100 م.: چهارمین و آخرین شورای عمومی بوداییان به دعوت کانیسکا.

حدود 200 م.: انتقال آیین بودا به آسیای جنوب شرقی به وسیله بازرگانان.

حدود 300 م.: شکوفایی آیین بودا در چین؛ نفوذ آیین بودا در کره.

402 م.: زائر چینی به نام فا- هسیان در جستجوی متون بودایی به هندوستان سفر می کند و دوره دوم ترجمه متون بودایی به زبان چینی را آغاز می کند.

538 م.: انتقال آیین بودا از کره به ژاپن.

630 م.: سفر زائر چینی به نام هسوان- تسانگ به هندوستان.

حدود 750 م.: برقراری رسمی آیین بودا در تبت؛ شروع فعالیت فرقه وجره یانه.

حدود 750 م.: تأسیس معبد بوروبودور در اندونزی.

حدود 800 م.: اقتدار یافتن فرقه های بودایی چه آن و سرزمین پاک در چین.

حدود 1050 م.: رسمیت فرقه تراوادا در برمه؛ شکوفایی فرقه های بودایی در سراسر جنوب شرقی آسیا.

1073 م.: تأسیس صومعه ساکیاپا در تبت؛ آغاز حرکات مصلحانه در فرقه بودایی وجره یانه.

حدود 1175 م.: تثبیت فرقه ذن رینزای در ژاپن.

حدود 1200 م.: پس از یک دوره طولانی افول آیین بودا در هندوستان، مسلمانان ضربه مهلکی بر پیکره آن وارد می کنند.

حدود 1200 م.: تثبیت فرقه سرزمین پاک (جودو) در ژاپن.

حدود 1240 م.: تثبیت فرقه ذن سوتو در ژاپن.

حدود 1250 م.: تثبیت فرقه سرزمین حقیقی پاک (شین جودو) در ژاپن.

حدود 1300 م.: رسمیت فرقه تره واده در تایلند و متعاقب آن در کامبوج.

حدود 1360 م.: برقراری فرقه تره واده در لائوس.

حدود 1350 م.: تأسیس فرقه وجره یانه ای گِلوگپا به دست تسانگ کاپا.

حدود 1350 م.: غلبه تدریجی فرقه گلوگپا بر فرقه وجره یانه، به رهبری دالایی لاما.

حدود 1870 م.: انتقال آیین بودا به هاوایی و غرب ایالات متحده امریکا به دست مهاجران چینی و ژاپنی.

1880 م.: تبلیغات هنری استیل الکات برای احیای آیین بودا در سریلانکا.

1881 م.: تأسیس مجمع ترجمه پالی به قصد ترجمه کتب تراوادایی به انگلیسی.

1893 م.: معرفی آیین بودا به مردم امریکا در مجمع جهانی ادیان در شیکاگو.

1931 م.: تأسیس مجمع بوداییان امریکا در نیویورک برای مطالعه مکتب ذن.

1931 م.: تأسیس یک مجمع بودایی کاملاً ملی گرا در ژاپن با نام نیچیرن شوشوسوکا گاکایی که هنوز هم فعالیت می کند.

1944 م.: تأسیس عبادتگاه های بودایی در امریکا به قصد متحد ساختن اجتماعات متعدد پیرو سرزمین پاک در امریکای شمالی.

1949 م.: استحکام کمونیسم در چین؛ آغاز سرکوب بوداییان.

1950 م.: جشن بزرگ دوهزار و پانصدمین سالگرد تشکیل آیین بودا در اجتماعی بزرگ در برمه.

حدود 1950 م.: آغاز فعالیت نخستین اجتماعات بودایی ذن در امریکا.

1956 م.: احیای مجدد آیین بودا در هندوستان به دست ب.ر. آمبدکار.

حدود 1965 م.: کشمکش های جنوب شرق آسیا، عموم مردم آمریکا را متوجه آیین بودا می سازد؛ نخستین آموزگاران تراوادایی وارد ایالات متحده امریکا می شوند.

1967 م.: انقلاب فرهنگی در چین؛ از دست رفتن گنجینه های عظیمی از آیین بودا در چین.

1968 م.: شروع فعالیت نخستین آموزگاران فرقه وجره یانه در امریکا.

1975 م.: قدرت یافتن خمرهای سرخ در کامبوج و کشته شدن بسیاری از راهبان بودایی در این کشور.

حدود 1980 م.: گسترش جنگ های داخلی در سریلانکا به علت تمایلات ملی گرایانه بعضی راهبان بودایی.






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ